به جرم اینکه دلم آه هست و آهن نیست
کسی به جز تو در این روزگار با من نیست
خوش آمدی… بنشین آفتاب دم کردم که
چای دغدغه ی عاشقانه ی من نیست

هر روز ملامتم میکنند که دیگر حضور ذهن ندارم
ولی آنان نمیدانند تمام ذهن من پیش تو حضور دارد …
برچسب: روزگار جوانی,روزگار قریب,روزگار,روزگار تلخ,روزگار شاهزاده,روزگار غریبیست نازنین,روزگاران,روزگار تلخ قسمت اول,روزگار دوزخی آقای ایاز,روزگار غریبیست,
نویسنده: طاها زارعی